Wednesday, April 6, 2011

بی اثر بودن گفتمان عرب=اسلام علیه ایران

در باب بی اثر بودن گفتمان عرب=اسلام علیه ایران April 5-2011
در مورد این دعوای الکی عرب=اسلام علیه ایرانی نقدا اینکه من هم مدتی به این آقای مشیری گوش میدادم اتفاقا اساس حرفش همان حرف محمد پیغمبر استکه میگفت "به حرف ها گوش کنید و از میان آنها آنچه را که خود درست تشخیص میدهید برگزینید ". روش کار این بود و هاست که در عمل ان حرف بی معنی را که هدف اصلی اش بود قاطی ۵-۶ تا حرف درست و بدیهی کرده و به مردم تقدیم میکرد ومیگفت حالا خودتون انتخاب کنید چون میدونست اغلب مردم حواسشون به اون ۵-۶ تا حرف بدیهی و درست رفته و توجهی به اون یکی که لایی در رفته ندارند.اساسا این روشی بسیار شناخته شده در گفتمان های سیاست پیشگان است و گویا منشا این روش از افلاطون است، وی که بنیان گزار نظریه ارجحیت نخبگان برای حکومت است (خمینی پیرو مکتب افلاطون بود و بنیان نظریه ولایت فقیه بر مبنای فلسفه افلاطونی است )

بطور کلی من معتقدم هرنظریه ای که گروهی از آدم ها رو بر تر از دیگران بدونه نمیتونه به یک نتیجه دمکراتیک منجر به شه فرق نمیکنه که اون نظریه را به یک نام اسلامی دینی به مردم قالب کنن یا بنام های قومی (بنی اسرائیل و بنی آریا ), یا کمونیسم و فاشیسم . اسامی ظاهر کار هستند, محتوی این است که بعد از بقدرت رسیدن بنام و به بهانه حفظ همان اسم قدرتمندان ابتدا حقوق اقلیت ها و مخالفان علنی و بعدش پله پله حقوق سایر مردم را محدود خواهند کرد. نمونه ها ی ان فراوان اند، ترکیه از زمان آتاتورک از بهترین مثال هایی است که نشان میدهد مذهب ستیزی واکنشی در عین ملیت گرایی نه موجب تضیف مذهب میشود و نه پیشرفت را تسریع میکند تنها بنام پان تورکیسم یک عده گردن کلفت دهه هاست که خودشان را از امتیا زات ویژه برخوردار کردند. همینطوربگیر بیا از آلمان نازی ، اسپانیا و ایتالیای فاشیست ها، شوروی کمونیست , اندونزی یا پاکستان اسلامی تا ایران زمان رضا شاه و پسر مرحومش و بلاخره تاج سر همه دروغ گو یان آدمکشان و چپاول گرهای دنیا جمهوری دسپخت خمینی که در ان شرایط نفع در ان بوده که اسم اش اسلامی باشد اما میتوانست اسمش ایرانی باشد و مشتی کلاش دیگر بجای حفظ کیان اسلام به اسم حفظ میراث کورش بزرگ سر مردم را زیر آب کنند
این فرض که گویا مردم دنبال خمینی افتادند و الان هم طرفدار رژیم هستند چون گول ظاهر اسلامیشان را میخورندغیر واقعی است . اما ساده انگارانه تر آنستکه ازاین فرض نتیجه بگیریم که پس اگر بخواهیم به دمکراسی برسیم باید مردم را نسبت به غلط بودن ریشه اعتقاداتآنها که اسلام باشد آگاه کنیم. این فرض و حکم ناشی از ظاهر بینی و میل شدید به ساده کردن مسائل است که ما ایرانی ها بسادگی به ان میگرویم در حالی که مسائل اجتماعی ماهیتا پیچیده اند. یادمان میرود که اساسا گرایش مذهبی از آنجا سر چشمه میگیرد که انسان ها دنبال پاسخ های ساده برای سوالات خود میگردند.

اما چرا بزرگ کردن نقش اعتقادات اسلامی مردم درایجاد وادامه ج. ا. ساده انگاری است؟. فقط کافی است به چند ماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ برگردیم یادمان هست مردم آزادی میخواستند اما رژیم سابق هیچ نیروی جدی که مردم بتوانند به ان متوسل شوند باقی نگذاشته بود جز آخوند ها و شبکه مساجد. که آنها هم پریدند و وست راه قدرت را دزدیدند ، حتی خودشان هم باور نمیکردند. خودمان را گول نزنیم مجاهدین ، فدائیان، ، و جبهه ملیرا فقط معدودی روشنفکران مبارز میشناختند نه عامه مردم.
اگر یادتان باشد حتی خمینی هم اول حرف های اسلامی نمیزد وحرف های قشنگ و دمکراتیک میزد مثل همه دیکتاتورهای آتی. حتی نام جمهوری اسلامی بعد از یکی دو ماه وارد ادبیات آنها شد. بتدریج هرچه که حس کردند نیروی مخالف جدی وجود ندارد میزان غلظت اسلامی را بالا تر بردند . به این معنی که بتدریج فهمیدند به بهانه نام اسلامی بهتر میتوانند ثروت و قدرت را بدزدند. چرا که رژیم قبلی به بهانه ایران گرایی حکومت میکرد.من شک ندارم که اگر رژیم قبلی چیز دیگری میبود خمینی و در و دسته اش براحتی عبا و عمامه کروات میزدند یا کلاه ارتشی سر میگذاشتند و فریاد ایران دوستی بر میاوردند واگر منافعشان ایجاب میکرد امامانرا مسخره میکردند تا دل مردم را بدست آورند. شاید این بازی مسخره مکتب ایرانی که باند هدایت کننده احمدی نژاد براه انداخته در همین ارتباط باشد. محتمل است که چون دیده اند که طی ۳۰ سال قومت شان دکان دین اسلام را پیش مردم کاملا بیرنگ شده میخواهند مردم را مدتی سر گرم دکان ا یرانگرایی کنند.
اگر کمی از ظاهر به عمق برویم میبینیم که درست است که اغلب مردم اعتقادات اسلامی دارند ولی برای اسلام حاضر نبوده و نیستندانقلاب کنند . حفظ و ادامه زندگی روزمره برای مردم مهم تر است. این پیش فرض که گویا مردم چون آگاه نیستند علیه نظام شورش نمیکنند یک پیش فرض اثبات نشده است که از آنجا آمده که ما روشنفکران به آگاهی خیلی اهمیت میدهم و دوست داریم همه چیز از روی آگاهی باشد. در ۱۳۵۷ توده مردم درنتیجه بالا رفتن آگاهی به خیابان نیامدند بلکه وقتی به خیابان ها آمدند که حس کردند برای اینکار نباید متحمل هزینه بسیار سنگین شوند. شاید آنها حس کردند که شکاف در بالا و عدم قدرت تصمیم گیری شاه این شرایط را فراهم کرده بود . در تونس و مصر هم چنین شد . از این نظر من شخصا فکر میکنم هر چیزی که بتواند یک ذره اختلاف در راس هرم قدرت در ج، ا . را زیاد تر کند به اندازه ۱۰ ذره به جنبش مردم کمک میکند. و آگاهی مردمان اگر چه عملی مهم است اما ان اندازهها هم که ما روشنفکران میل دارین در بسیج عامه مردم موثر نیست. بنظر میرسد در مراحل اولیه برای عا مه مردم عملی بودن و کم هزینه بودن شعار(اگر نگویم بیشتر) به اندازه درستی شعار مطرح باشد. شاید یکی از مهم تری ویژه گی های رهبری سیاسی همین است که دریابد در یک شرایط معین کدام شعا ر میتواند عا مه مردم را به خیابان کشنده و آنجا نگه دارد،
جدا از اثر منفی ناسیونالیسم و دیگر-ستیزی در مبارزه دمکراتیک تجربه نشان میدهد چه در ایران و خاورمیانه و چه در امریکا و غرب بر خلاف تصور ما همیشه دین ستیزی و اسلام ستیزی موجب تقویت اسلام گرایی میشود نه بر عکس. شاید رهبران اسلام گرا ها از خدا میخواهند یکنفر بنشیند و در سی ان ان ، با دلیل و مدرک اسلام را رد کند . تا آنها فردا علم و کتل راه بیاندازند و با مظلوم نمایی همین را بهانه کنند و ۱۰۰ ها ادم بیکار را یارگیری کنند. من سراغ ندارم که حتی یکنفر معتقد به دین به این خاطر که کسی یا کتابی با دلیل تابت کرده که اصول ان دین غلط هستند از دین خود برگشته باشد. نباید روشنفکران گول اد عای خلاف آخوندها را بخورند. کسی که در نتیجه عقل و دلیل به دینی نمی پیوندد که با اثبات غلط بودن از ان برگردد . معمولا آدم ها در کوران زندگیروزمره خود به تناقضاتی در اعتقادات خود بر میخورند و کم کم حس میکنند که اعتقادات و احکام دینی چندان اثری در زندگی واقعی ندارد و مثلا میبینند که ان عمو که نماز نمیخواند اوضاع زندگی اش خیلی بهتر از ان عموی مومن شده است, یا مشاهده میکنند ان آخوند محل که میگوید به ناموس مردم دست درازی نکن خودش همیشه چشم چرانی میکند ،،، و بتدریج شک زیاد میشود و تازه بعد از این مراحل است که طرف تمایل پیدا میکند که به استدلالت گوش کند یا آنها را مطاله کند. نه اینکه شخص اول به سخنان آقای مشیری گوش کند و در اثر استدلالات وی در اعتقاداتش شک کند و سخن درست را انتخاب کند. بله
قبول دارم حرف هایامسال مشیری به دل امثال من و تو مینشیند و دلمان خنک میشود چرا که از اول معتقد که نبوده یم . خوب در ذهن خودتان بگردید آیا میتوانید حتی یک نفر را پیدا کنید که مومن بوده و در نتیجه استدلال های شما یا هر کس یا کتاب دیگری ایمانش شل تر شده باشد .
در این زمینه گویا براحتی یادمان میرود که از ۱۰۰ ها سال قبل نویسندگان و دانشمندان با زبان هایی بسیار مستدل تر و عا مه پسند تر از زبان الکن من و تو غلط بودن اغلب اعتقادات دینی(هر ۳ دین ابراهیمی ) را ثابت کرده اند اماتعداد کلیسا برو ها و مسجد برو هاچندان کمترنشده است، آیا میتوان نتیجه گرفت که مردم آگاهی شان بالاتر نرفته است؟ من که در درستی چنین حکمی شک دارم. . دنباله دارد
زز
عینی


2011/4/5 nasser rahbar

eini jan salam
tel va esme in yaroo dar zir amadeh behesh telefon bezan va agar parsid bego Taghi Maani (dooste mane) moarefi kardeh:

Mobile telephone number of Mr. Mafi . He is insurance expert.
09121233126
dar zemn man ba firooz movafegham roshan kardane tarikhe bastan va inke tooye filmha va tv va ghaire iranian ra barberian moarefi mikonan bayad roshengary kard. migi as koja maaloom arabha behtar az ma nistand. hamin alan in mard salary ke be ma emal kardan daran. yek doone adam hesabi az oona biroon nayamade migi na be barnamehe moshiri goosh bede ta barat bege. zz
nasser

No comments:

Post a Comment