متاسفانه بنظر میاید روش جمهوری اسلامی به ما هم سرایت کرده یعنی این اسلامی ها پیش فرض هاشان این است که ۱- خدا قران را به محمد دیکته کرده ۲- محمد این قران را به ما داده ۳- هرچی در قران هست یا پیغمبر گفته درست است ۴- امام ها را هم خدا تعیین کرده و حرف آنها حجت است چون حرف خداست
اگر حدیت یا نقل قولی از پیغمبر و امام ها باشد مطلقا درست است . مهم این است که فکر میکنند این پیش فرض ها را که همه دنیا باید قبول داشته باشند . لذا حرف و نوشته دیگران را نمیخوانند بلکه بر مبنای این پیشفرض ها شروع میکنند به نتیجه گیری های به خیال خود منطقی
نوشته فیروز هم نشان میدهد او پیش فرض هایی دارد که فکر میکند همه آنرا قبول دارند و لذانیازی به خواندن پاسخ های من ندیده بلکه شروع کرده به نتیجه گیری از فرض های خودش. در حالیکه من با همان پیش فرض ها مساله دارم و الا شوخی یا فحش به اسلام ، عرب و ترک را که من خودم هم گاهی انجام میدهم
حالا من این پیش فرض ها را در زیر میاورم
خوا هش میکنم فیروزدر باب هریک از پیش فرض ها بطور مشخص نظر خود را بگوید
۱- آیا انتساب ان پیش فرض به خود را درست میداند ؟ اگرنه که با هم هم نظر خواهیم بود و هیچ بحثی در ان مورد نداریم
۲- اگر بلی آنوقت در باب نتیجه گیری که من از ان پیش فرض کردم نظر بدهید
فیروز درانتقاد بر نوشته اول که در انتقاد از پخش شعا رهای عرب ستیزانه که
نژاد پرستانه هستند بود پاسخی بااین مضمون داد
1
2-
3-
" قبول دارم این شعار ها نژاد پرستانه انداما چون موجب تحکیم غرور یا اعتماد به نفس ملی در مردم میشود برای تهیج و ارتقا مبارزه علیه عرب پرستی نظام اسلامی مفید است
من تعریف مشخصی از غرور یا اعتماد بنفس ملی ندیده ام اما فرض میکنم منظور چیزی شبیه به مباهات به هویت مشترک فرهنگی قومی زبانی و نژادی بین افراد یک کشور باشد
با این تعریف فکر میکنم همین یک جمله فیروز (و شاید ناصر ) حاوی چان پیش فرض اثبات نشده و شاید نادرست است، چرا
۱- با این تعریف من نمیدانم بر چه مبنایی فیروز فکر میکند که غرور ملی یا اعتماد به نفس ایرانی ها پایین است یا اخیرا پایین آمده. بنا بر آنچه میبینیم بر عکس این ادعا درست تر بنظر میاید یعنی ما ایرانی ها انقدر غرور داریم که با افتخار میگویم " هنر نزد ایرانیان است و بس " یا چه فخر ها که به دنیا نمیفروشیم در این باب که کورش فلان بود و خشیار شاه با ۳۰۰ کشتی جنگی به یونان حمله کرد (جنگ طلبی خودمان را پسرفت میدانیم و مال یونانی ها را وحشی گری ). و ایضا در حالیکه عرب ها چندین مقام علی در سازمان ملل از جمله دبیر کلی را داشته اند و ما تقریبا هیچ، ناصر به استناد به حرف آقای بهرام مشیری فکر میکند عرب ها یک آدم حسابی نداشته اند اما ایرانی ها عصاره آدم حسابی هستند. و لابد بر همین مبنا فکر میکنیم امثال خامنه ای ، احمدی نژاد و آدم کش های بسیجی را از میان عرب ها آورده اند ( البته با این تز مردم سوریه هم حق دارند بگویند عرب که عرب را نمیکشد پس بشار اسد از ایران برای کشتن مردم مزدور ایرانی استخدام کرده )
۲- من تا بحال حتی یک تجربه سراغ ندارم که نشان دهد ملت هایی که غرور ملی بالاتری دارند بهتر یا زود تر در برابر حاکمان زورگو و برای احقاق حقوق خود بر خواسته باشند اما عکس ان فراوان است یعنی چه بسیار رژیم هایی که به بهانه حفظ غرور ملی ازادیخواهن خود را سرکوب میکنند و به همین نام هم جنگ راه میاندازند تا جیب خود را پر تر کنند
۳- اساسا نیاز به دشمن خارجی جزه لاینفکقدرت انگیزشی مفهومی بنام غرور یا اعتماد به نفس ملی است.ما میتوانیم در خیال خود نظام را عرب خارجی بنامیم و خیال کنیم با این نامگذاری ما علیه دشمن خارجی بسیج میشوند . ولی اولا بعید میدانم مردم هیچوقت چنین ساده سازی بچه گانه ای را به پذیرند و دوما اگر به فرض محال هم بپذیرندفکر نمیکنم روش های جنگ با دشمن خارجی حتی یک در هزار به درد مبارزه با نظام حکم بر یک جامعه که آب و نان مردم در دست دارد بخورد
۴- این فرض که اسلام مال عرب هاست مبنایی ندارد . مطالات تطبیقی حاکی از اینستکه احکام اسلام عمدتا از یهودیت و از موبدان زرتشتی گرفته شده که عرب نیستند. قبلا هم گفتم مردم عرب و سنت های نسبتا خوب آنها خود اولین و بزرگترین قربانیان سنت های سلطه جویانه و جابرانه اسلام بوده و هستند . فقط کمی متاله کنید که حقوق زن ها در مکه و مدینه قبل از اسلام و بعد از اسلام (از جمله در کتاب سلمان رشدی).
۵- این نظر فیروز یک پیش فرض ناگفته نیز دارد و ان اینکه گویا خمینی بخاطر اسلامی بودن توانست رهبری جنبش مردم را در دست بگیرد و از ان زمان نیز این رژیم جون اسلامی است توانسته با سوار شدن بر اعتقادات اسلامی مردم بر آنها حکومت کند. پس برای مبارزه جدی با رژیم و بخاطر اینکه دو باره گیر یک رژیم اسلامی جدید نیافتیم باید مردم را نسبت به غلات بودن ریشه اتقادات اسلامی آنها آگاه کنیم . اینجا هم چند پیش فرض سده انگارانه وجود دارد.
۵ - ۱ کدام نمونه وجود دارد که نشان بدهد از طریق آگاه کردن مردم نسبت به عقاید دینی شان (یا خرافی ) مردم دست از عقاید دینی خود برداشته اند ولی عکس ان نمونه بسیار دارد. از جمله فکر نمیکنم دین ستیزی/ناسیونالزم پیروان اتا ترک در ترکیه و دینگریزی ظاهری رضا شاه در ایران بر اعتقادات اسلامی مردم چندان اثر کرده باشد. اثر پیشرفت دنیا بر ایران امر جداگانه یست که در دوران جمهوری اسلامی نیز بسیار شدید تر اتفاق افتاده. بعلاوه من فکر میکنم اسلام گرایان از خدا میخواهند کسی در یک گوشه یک افشاگری یا آگاهی دادن در مورد اسلام بکند تا آنها آنرا علم کنند برای مظلوم نمایی و یار گیری
۵- ۲- در باب خمینی قبلا گفتم که خمینی توانست سوار شود چون رژیم سابق راهی جز ان باقی نگذاشته بود. رژیم جانشین چند ماه پس از در دست گیری قدرت و چشیدن مزه ان است که تازه نام جمهوری اسلامی به ذهن خمینی چی ها میرسد . تز تقویت ناسیونالیسم بعنوان حربه مبارزه با ج ا فقط میتواند ما را به این نتیجه برسند که مردم ایران راهی ندارند جز آنکه به نوبت هر ۲۰-۳۰ سال یکبار زیر چکمه شاه یا شیخ باشند. چرا؟ توجه کنید که کوبیدن بر میراث نژاد آریا عمدتا ستایشخود کامگی شاه بعنوان سمبل ایران پرستی است. شاه ظاهرا دین گریز و آریا دوست فقط دست آخوند ها را باز میگذارد بری روز طغیان مردم ، و بالعکس حکومت شیخ ها هم چنان مردم را به زنجیر میکشد که به ناچار بگویند با با قربان شاه بروم.
۵- ۳- اما از همه سده انگارانه تر این پیش فرض است که گویا مردم بخاطر اسلامی بودن رژیم حاضر نیستند با ان مبارزه کنند که این دیگر فقط گول تبلیغات رژیمرا خوردن است. در صد کسانی که بخاطر اسلامی بودن لشگر این رژیم باشند بنظرم بسیار کوچک است. . به نحو احسن در صد کسانی که بخاطر ملاحضات اسلامی از تظاهرات بر علیه رژیم خودداری میکنند احتمالا بسیار کمتر است. شما در اطرا فتا ن به چند تا آدم مسلمان بر خورده ید که به خاطر مسلمانی از رژیم بترسد؟ من که سراغ ندارم. البته که خیلی ها از ترس نان ممکن است چنین تظاهر کنند که برای اغلب مردم قبل تشخیص است. مردم میترسند به خیابان بیایند چون میترسند رژیم با سبعیت آنها را بکشد یا زندگی آنها را بهم بپاشند. حالا این فاکت از کجا بدست آمده که مردم بخاطر اعتقادات اسلامی پیر رجمند یا از مبارزه با رژیم ابا دارند منبع آنرا باید کسانی که چنین توهماتی دارند نشان بدهند. راستش ما فکر میکردیم ایجاد یک دشمن خارجی (عرب ) در خیال و بعد تهیج مردم به مبارزه با این دشمن خیالی فقط از پیروان ولایت مطلقه فقیه بر میاید حالا میبینم که دوستان آگاه ما هم داوطلب دفاع از این تزساده انگارانه شده اند
من فکر میکنم این ها بیشتر بخاطر این است که ما فکر میکنیم میتوانیم همه مسائل را تحلیل کنیم و برای همه سولات پاسخ داشته باشیم اما واقیت اینستکه مسائل اجتماعی گاه انقدر پیچیده اند که حتی پس از وقوع هم براحتی نمیتوان آنها را تحلیل نمود چه رسد اینکه ما بخواهیم یک امر جاری و یا آتی را تحلیل کنیم . بپذیریم که یافتن پاسخ منطقی بری بعضی مطالب سخت هستند
No comments:
Post a Comment