آقای فرخ نگهدار سابقه ای طولانی در ساده نگری و پردازش تئوری های خیالبا فانه ید طولایی دارد. بنظر میرسد مغز ایشان با پیچیدگی سر سازگاری ندارد و برای هر چیزی از جمله مسائل اجتماعی باسخی سفید یا سیاه میجوید . مروری بر نمونه هایی از چرخش های فکری وی گویای این دهنیت مطلق گرایانه ایشان است . مثلا مار کسیسم که قبلا از نظر ایشان خیر مطلق بوداکنون از مهمترین علل سیه روزی های بشر بشمار میاید. چنانکه میگفت جمهوری اسلامی ضدآمریکاست پس خوب است و بایدازان پشتیبانی کرد. شوروی نمونه موجود سوسیالیسم است پس باید بسوی ان نماز گزارد، رهبری حزب توده مورد تائید شوروی است پس ما باید آنرا دوست بداریم. فرخ که زمانی چریک تفنگ پرست بوددراولین تحول فکری در سال های ۶۰ فدائیان خلق را به این نتیجه رساند که برای رسیدن به بهشت موعود کارگری راهی جز رفتن به راه رهبری حزب توده یعنی تبعیت بی چون و چرا از راه بقول خودش سوسیالیم بی بازگشت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و جود ندارد. وقتی به خارج رفت و با فروپاشی اتحادشوروی همینکه این آرزورا به بادرفته یافت پس از اندک مدتی با انکار ایده های سوسیالیستی خود شروع به ساده سازی هایی کرد که حتی در ذهن ساده اندیشان مذهبی نیز سوال بر انگیز بود. لذا از سازمان فدائیان خلق بیرون رفت و راه حل را در طی کردن یک دوره آموزش کامپوتر دید که گویا با یاد گرفتن ان قرار بود با تکنولوژی روز مجهز شده و برای خود شغلی مفید بنام تکنیسی در جامعه پیدا کند و سیاست را به کناری گذارد.از بد روزگار این دوره اما کوتاه بود نه او میتوانست سیاست را رها کندو نه سیاست دست از او بر میداشت. لذا درمجامع سیاسی مختلف از جمهوری خواه تا ناسیونالیست ووو حضور می یافت و تقریبا در تمام آنها مدافع راه حل هایی که فکر میکرد کم زحمت تراند (آنها را کم هزینه تر میخواند) یعنی اصلاح رژیم موجود، میبود. بنظر میرسد او مسائل را چنین ساده میکند ۱- جمهوری اسلامی نیز مثل همه رژیم ها سرانجام یا باید برود یا متحول شود، ۲- وقتی رژیم کهنه برود معلوم نیست رژیم جایگزین بهتر باشد. ۳- پس بصلاح جامعه است که همان جمهوری اسلامی بتدریج اصلاح شود، ۴- از این مقدمات درست نتیجه میگیرد که پس ما باید دنبال نیروهایی در داخل ج.ا. باشیم که خواهان اصلاح جمهوری اسلامی هستندو تنهاراه هم تقاضای اجرای کامل اصول قانون اساسی خود ج. ا.است.
اقای فرخ نگهدار تا ان اندازه ساده نگر است که در نمییابد که اگر قرار بود قدرتمندان ج ا به نصیحت گوش کنند که حرف های ایت اله های واقعی از جمله آقایان منتظری، صانعی، موسوی اردبیلی ، یا حد اقل توصیه های آقای هاشمی رفسنجانی در گوش آنها فرو میرفت ..
No comments:
Post a Comment