Sunday, March 6, 2011

دوران کوتاه و سرنوشت ساز گذار

دوران کوتاه و سرنوشت ساز گذار
کدام اولویت دارد نگرانی بر اینکه قنون اساسی ما  جامع و مانع نباشد یا نگرانی در باب چند و چون دوران کوتاه گذار از زمان سقوط ولایت فقیه تااستقراردولت دمکراتیک  منتخب مردم
هر قدر هم در باب اهمیت قانون اساسی گفته شود باز چیزی ته دل من میگوید سرنوشت دمکراسی در کشور  بیش از آنکه به بند های قانون اساسی وابسته باشد از دل قدرت موقت در همان دوران کوتاه (چند هفته تا چند ماه ) شکل خواهد گرفت.
تجربه نشان داده که مرحومان رضا شاه خمینی ، شاه و خا منه ای موجود  برای این دیکتاتور نشدند که قانون به آنها اجازه میداد بلکه به این خاطر دیکتاتور شدند که قدرت آنرا داشتندکه غالبا بر خلاف همان قانون اساسی خودشان مخالفین را سرکوب کنند.
     کمی به عقب بر گردیم منظورم دورانی مسل دوره دولت موقت بازرگان است  در بهمن ۱۳۵۷ پس از  اینکه شاه به آسانی  میراث کورش را تقدیم خمینی کرد.  یادم هست که در این دوره فضای دمکراتیک ناشی از انقلاب بتدریج جای خود را با ولایت فقیه عوض کرد.  این دوره شاهد نبردی بشدت نا برابر بین  روحانیون وسایر  نهاد های مردمی بود.  روحانیون با استفاده ازشبکه عظیمی که شاه برایشان درست کرده بود و امکانات جدیدی که بدستشن افتاده بود به سرعت مشغول سازماندهی   برای قبضه  کامل قدرت بودند   سایر نهاد های مردمی میباید همه چیز را از صفر شروع میکردند(دیکتاتوری  شاه تمام نهاد های مردمی جایگزین  بجز شبکه روحانیون را نابود کرده بود) 
حتی در چند ماه اولیه دوران گذار هنوز توازن قدرت به طرفداران خمینی  جرات بیان نظام ولایت فقیه را نمیداد، فقط پس از آنکه روحانیون توانستند از میان افراد فرصت طلب یا نا آگاه به اندازه کافی نیرو گرد آوری نمایند  ایجاد محمل قانونی برای نابود کردن دمکراسی را بمیان کشیدند.
منظور اینکه حمله به حقوق مردم در عمل معمولا منتظر قانون نمیماند بر عکس اول در عمل حقوق مردم مورد حمله گرار میگیرد و بعد از ان براحتی میتوان مجلس مزدور برای قوانین دلخواه درست کرد.
حالا میخواهم به نکته اصلی نگرانی ام بپردازم
  ما قبلا میپنداشتیم  که در یک فضای انقلابی پس از سقوط نظام حاکم، افراد اصیل و دمکرات منش فرصت پیدا میکنند خود را به جامعه بشناسانند  اما تجربه های مکرر ثابت کرد که  چنین فضا ها یی بر عکس بهترین زمینه رشد برای افراد فرصت طلب ها وبی اصول مهیا میکند. سیل لات ها و چهره عوض کن هایی که پس از انقلاب پنجاه و هفت به کمیته ها و انجمن های اسلامی ادارات پیوستند و در اندک زمانی مناصب حکومتی را بدست گرفتند بیادمان هست.  در حالی است که افراد شریف و اصیل (مثل مرحوم  بازرگان و بسیاری از دوستان خودمان ) در ان فضا بیشتر شیفته و سرگر م خدمت صادقانه به آرمان های خود میشوند فرصت طلبان نیروهایشان را سازماندهی کرده و نقشه سلاخی آرمانگرایان و دمکراسی را شدیدا به جلو می برند. 
  حال این دوستان ما که ساعت ها و صفحه ها را صرف گفتگو بر سر هر کلمه از قانون اساسی لائیک یا غیر لائیک و دمکراتیک  میکنند باید بگویند در صورت بر افتادن خامنه ای و ولایت فقیه چه ترفندی برای جلوگیری از افتادن حکومت بدست فرصت طلبان و اوباش ظاهرا غیر حکومتی  دارند.
  منکه فکر میکنم به دلیل سفاکی های بی حد نظام اگر طوری شود که خامنه ای و نظامش ور بیافتند  فضای ایجاد شده انقلابی  تر از بهمن پنجاه و هفت میشود و بعید میدانم مبارزان اصیل راه آزادی بسادگی آمادگی مقابله با فرصت طلبان و اوباش سیاسی را داشته باشند.
فکر میکنم اگر در سال پنجاه و هفت انقدرانقلابی نبودیم که ندای شرمساری شاه را میشنیدیم و اگر شاه هم انقدر بز دل نبود که پشت نیرو های خود را خالی کند حالا به احتمال زیاد حال و روز بهتر ی می داشتیم. و بر خود میلرزم که ده سال دیگر مجبور بشویم که دو باره به کوتاه بینی خود اعتراف کنیم.
حالا میرسم به سوال اصلی خود آیا بهتر نیست شروع کنیم از اینکه  خامنه ای یا هر کسی در حکومت  باید پاسخگو بوده,حساب پس بدهد وبه  رای آزادانه مردم گردن بگذارد

No comments:

Post a Comment