Ayni
On the assumed effects of national pride on people's uprising against tyrant regimes
Monday, July 9, 2012
Friday, April 15, 2011
رمزموی طلایی حضرت ایت الله خامنه ای هنگام تولد
This is where the lecture is posted on Youtube
ححجت الاسلام سعیدی که لابد مقام عظمای ولایت بخاطر ایمان محکم و پرهیز از دروغگویی ایشان این القاب و مقام هاو بسیاری مقام های دیگر منصوب فرموده اند.
ایشان در اوایل ۱۳۹۰شمسی در سخنرانی برای جمعی از فرماندهان وافراد بسیجی راز تولدآقای خامنه ای را برای جهانیان گشوده اند تا آغازی باشد برای ظهور پیقبری جدید که چون عیسی مسیح تولدش نیز معجزه بوده است.
این نوشته معجزات مقام معظم رهبری که مهمترین ان کشف موجودی چون آقای احمدی نژاد از میان ۶۰-۷۰ ملیون ایرانی برای رییس جمهوری است را تماما تایید میکند.
اما بطور مشخص هدف این مقاله اینستکه نشان دهد اینکه از قول مادر مکرمه
مقام معظم رهبری نقل شده که موی نوزاد(سید علی)وقتی مادربرای اولین بر او را در آغوش گرفته مثل موی حضرت عیسی مسیح طلایی رنگ بوده به احتمال قوی صحیح است و یک شایعه یا تخیل مادرانه نیست د
در سخنرانی مورخ فرمودند که شخصا از آقای شوهر خواهر ناتنی آقا یعنی مقام معظم رهبری که مرد بسیار محترمی هستند که در قم ساکن بودند شنیدند که ایشان از قول شوهر قابله ای که زایمان مادر مکرم ایشان که همان مقام معظم رهبری باشند را بر عهده داشتند نقل قول فرمودند که آقا یعنی مقام معظم رهبری هنگام تولد کلماتی فرمودند که بخوبی نه فقط اعتقادات ایشان به عمه اطهار بلکه نشان میدهد خداونداز همان بدو تولد ایشان را برگزیده اند تا کاری را که انبیا و ائمه نتوانستند انجام دهند ایشان با درایت خود به انجام رسانند تا سرمشقی باشد بری انبیا و اولیا خداوند .این بدون شک نشان از معجزه دارد.
ایشان یعنی قابله محترم فرمودند همینکه آقا را از فرج محترم والده مکرمه بیرون میاوردم ایشان با همان صدای پر صلابت فرمودند علی و همینکه با سیلی من به باسن مبارک آقا نفس تازه فرمودند فریاد فرمودند علی دشمن. قبه محترمه با اشک ادامه دادند من بلافاصله متوجه هشدار آقا شدم و برای اینکه دشمن نابکار نتواند به ایشان دست پیدا کند چادر را کنار زاده دامن را بالا زدم دولا گردیدم ودر حالیکه با دست چپ شورتم را تا ته به عقب میراندم با مهارت تمام نوزاد یعنی آقا را تا ته در عقب خودقایم کردم و شورت و دامنم را بحالت اول در آوردم بطوریکه از بیرون هیچ چیز پیدا نبود. و ایشان یعنی شوهر قابله محترم از قول قابله محترمه که در این لحظه خیلی از مهارت خود در نجات آقا به هیجان آمده بود ادامه داده بودند
پس از اینکه دشمن نابکار نا امیدانه اتاق را ترک کرد, مادر مکرمه آقا با اشک سراغ طفل را گرفتند و من با لبخند نوزاد را که همان مقام معظم رهبری باشند از عقب خود بیرون کشیدم و مادر مکرمه ایشان نوزاد را در آغوش گرفته و با نوازش کاکل نوزاد که در این هنگام کاملا زرد رنگ مینمود فرمودند عذرا خانوم نمیدونم پدر سوخته مو هاش به کی رفته که زردازآب در اومده.
در آخر سخنرانی امام جمعه محترم خطاب به حضار اکیدا توصیه میفرمایند ببینید خداوند چه رهبری را نصیب شما کرده است. رهبری که خداوند مقرر کرده سایر انبیاهدایت دنیا راازایشان بیاموزند.
Thursday, April 7, 2011
غرور ملی و مبارزه با رژیم
متاسفانه بنظر میاید روش جمهوری اسلامی به ما هم سرایت کرده یعنی این اسلامی ها پیش فرض هاشان این است که ۱- خدا قران را به محمد دیکته کرده ۲- محمد این قران را به ما داده ۳- هرچی در قران هست یا پیغمبر گفته درست است ۴- امام ها را هم خدا تعیین کرده و حرف آنها حجت است چون حرف خداست
اگر حدیت یا نقل قولی از پیغمبر و امام ها باشد مطلقا درست است . مهم این است که فکر میکنند این پیش فرض ها را که همه دنیا باید قبول داشته باشند . لذا حرف و نوشته دیگران را نمیخوانند بلکه بر مبنای این پیشفرض ها شروع میکنند به نتیجه گیری های به خیال خود منطقی
نوشته فیروز هم نشان میدهد او پیش فرض هایی دارد که فکر میکند همه آنرا قبول دارند و لذانیازی به خواندن پاسخ های من ندیده بلکه شروع کرده به نتیجه گیری از فرض های خودش. در حالیکه من با همان پیش فرض ها مساله دارم و الا شوخی یا فحش به اسلام ، عرب و ترک را که من خودم هم گاهی انجام میدهم
حالا من این پیش فرض ها را در زیر میاورم
خوا هش میکنم فیروزدر باب هریک از پیش فرض ها بطور مشخص نظر خود را بگوید
۱- آیا انتساب ان پیش فرض به خود را درست میداند ؟ اگرنه که با هم هم نظر خواهیم بود و هیچ بحثی در ان مورد نداریم
۲- اگر بلی آنوقت در باب نتیجه گیری که من از ان پیش فرض کردم نظر بدهید
فیروز درانتقاد بر نوشته اول که در انتقاد از پخش شعا رهای عرب ستیزانه که
نژاد پرستانه هستند بود پاسخی بااین مضمون داد
1
2-
3-
" قبول دارم این شعار ها نژاد پرستانه انداما چون موجب تحکیم غرور یا اعتماد به نفس ملی در مردم میشود برای تهیج و ارتقا مبارزه علیه عرب پرستی نظام اسلامی مفید است
من تعریف مشخصی از غرور یا اعتماد بنفس ملی ندیده ام اما فرض میکنم منظور چیزی شبیه به مباهات به هویت مشترک فرهنگی قومی زبانی و نژادی بین افراد یک کشور باشد
با این تعریف فکر میکنم همین یک جمله فیروز (و شاید ناصر ) حاوی چان پیش فرض اثبات نشده و شاید نادرست است، چرا
۱- با این تعریف من نمیدانم بر چه مبنایی فیروز فکر میکند که غرور ملی یا اعتماد به نفس ایرانی ها پایین است یا اخیرا پایین آمده. بنا بر آنچه میبینیم بر عکس این ادعا درست تر بنظر میاید یعنی ما ایرانی ها انقدر غرور داریم که با افتخار میگویم " هنر نزد ایرانیان است و بس " یا چه فخر ها که به دنیا نمیفروشیم در این باب که کورش فلان بود و خشیار شاه با ۳۰۰ کشتی جنگی به یونان حمله کرد (جنگ طلبی خودمان را پسرفت میدانیم و مال یونانی ها را وحشی گری ). و ایضا در حالیکه عرب ها چندین مقام علی در سازمان ملل از جمله دبیر کلی را داشته اند و ما تقریبا هیچ، ناصر به استناد به حرف آقای بهرام مشیری فکر میکند عرب ها یک آدم حسابی نداشته اند اما ایرانی ها عصاره آدم حسابی هستند. و لابد بر همین مبنا فکر میکنیم امثال خامنه ای ، احمدی نژاد و آدم کش های بسیجی را از میان عرب ها آورده اند ( البته با این تز مردم سوریه هم حق دارند بگویند عرب که عرب را نمیکشد پس بشار اسد از ایران برای کشتن مردم مزدور ایرانی استخدام کرده )
۲- من تا بحال حتی یک تجربه سراغ ندارم که نشان دهد ملت هایی که غرور ملی بالاتری دارند بهتر یا زود تر در برابر حاکمان زورگو و برای احقاق حقوق خود بر خواسته باشند اما عکس ان فراوان است یعنی چه بسیار رژیم هایی که به بهانه حفظ غرور ملی ازادیخواهن خود را سرکوب میکنند و به همین نام هم جنگ راه میاندازند تا جیب خود را پر تر کنند
۳- اساسا نیاز به دشمن خارجی جزه لاینفکقدرت انگیزشی مفهومی بنام غرور یا اعتماد به نفس ملی است.ما میتوانیم در خیال خود نظام را عرب خارجی بنامیم و خیال کنیم با این نامگذاری ما علیه دشمن خارجی بسیج میشوند . ولی اولا بعید میدانم مردم هیچوقت چنین ساده سازی بچه گانه ای را به پذیرند و دوما اگر به فرض محال هم بپذیرندفکر نمیکنم روش های جنگ با دشمن خارجی حتی یک در هزار به درد مبارزه با نظام حکم بر یک جامعه که آب و نان مردم در دست دارد بخورد
۴- این فرض که اسلام مال عرب هاست مبنایی ندارد . مطالات تطبیقی حاکی از اینستکه احکام اسلام عمدتا از یهودیت و از موبدان زرتشتی گرفته شده که عرب نیستند. قبلا هم گفتم مردم عرب و سنت های نسبتا خوب آنها خود اولین و بزرگترین قربانیان سنت های سلطه جویانه و جابرانه اسلام بوده و هستند . فقط کمی متاله کنید که حقوق زن ها در مکه و مدینه قبل از اسلام و بعد از اسلام (از جمله در کتاب سلمان رشدی).
۵- این نظر فیروز یک پیش فرض ناگفته نیز دارد و ان اینکه گویا خمینی بخاطر اسلامی بودن توانست رهبری جنبش مردم را در دست بگیرد و از ان زمان نیز این رژیم جون اسلامی است توانسته با سوار شدن بر اعتقادات اسلامی مردم بر آنها حکومت کند. پس برای مبارزه جدی با رژیم و بخاطر اینکه دو باره گیر یک رژیم اسلامی جدید نیافتیم باید مردم را نسبت به غلات بودن ریشه اتقادات اسلامی آنها آگاه کنیم . اینجا هم چند پیش فرض سده انگارانه وجود دارد.
۵ - ۱ کدام نمونه وجود دارد که نشان بدهد از طریق آگاه کردن مردم نسبت به عقاید دینی شان (یا خرافی ) مردم دست از عقاید دینی خود برداشته اند ولی عکس ان نمونه بسیار دارد. از جمله فکر نمیکنم دین ستیزی/ناسیونالزم پیروان اتا ترک در ترکیه و دینگریزی ظاهری رضا شاه در ایران بر اعتقادات اسلامی مردم چندان اثر کرده باشد. اثر پیشرفت دنیا بر ایران امر جداگانه یست که در دوران جمهوری اسلامی نیز بسیار شدید تر اتفاق افتاده. بعلاوه من فکر میکنم اسلام گرایان از خدا میخواهند کسی در یک گوشه یک افشاگری یا آگاهی دادن در مورد اسلام بکند تا آنها آنرا علم کنند برای مظلوم نمایی و یار گیری
۵- ۲- در باب خمینی قبلا گفتم که خمینی توانست سوار شود چون رژیم سابق راهی جز ان باقی نگذاشته بود. رژیم جانشین چند ماه پس از در دست گیری قدرت و چشیدن مزه ان است که تازه نام جمهوری اسلامی به ذهن خمینی چی ها میرسد . تز تقویت ناسیونالیسم بعنوان حربه مبارزه با ج ا فقط میتواند ما را به این نتیجه برسند که مردم ایران راهی ندارند جز آنکه به نوبت هر ۲۰-۳۰ سال یکبار زیر چکمه شاه یا شیخ باشند. چرا؟ توجه کنید که کوبیدن بر میراث نژاد آریا عمدتا ستایشخود کامگی شاه بعنوان سمبل ایران پرستی است. شاه ظاهرا دین گریز و آریا دوست فقط دست آخوند ها را باز میگذارد بری روز طغیان مردم ، و بالعکس حکومت شیخ ها هم چنان مردم را به زنجیر میکشد که به ناچار بگویند با با قربان شاه بروم.
۵- ۳- اما از همه سده انگارانه تر این پیش فرض است که گویا مردم بخاطر اسلامی بودن رژیم حاضر نیستند با ان مبارزه کنند که این دیگر فقط گول تبلیغات رژیمرا خوردن است. در صد کسانی که بخاطر اسلامی بودن لشگر این رژیم باشند بنظرم بسیار کوچک است. . به نحو احسن در صد کسانی که بخاطر ملاحضات اسلامی از تظاهرات بر علیه رژیم خودداری میکنند احتمالا بسیار کمتر است. شما در اطرا فتا ن به چند تا آدم مسلمان بر خورده ید که به خاطر مسلمانی از رژیم بترسد؟ من که سراغ ندارم. البته که خیلی ها از ترس نان ممکن است چنین تظاهر کنند که برای اغلب مردم قبل تشخیص است. مردم میترسند به خیابان بیایند چون میترسند رژیم با سبعیت آنها را بکشد یا زندگی آنها را بهم بپاشند. حالا این فاکت از کجا بدست آمده که مردم بخاطر اعتقادات اسلامی پیر رجمند یا از مبارزه با رژیم ابا دارند منبع آنرا باید کسانی که چنین توهماتی دارند نشان بدهند. راستش ما فکر میکردیم ایجاد یک دشمن خارجی (عرب ) در خیال و بعد تهیج مردم به مبارزه با این دشمن خیالی فقط از پیروان ولایت مطلقه فقیه بر میاید حالا میبینم که دوستان آگاه ما هم داوطلب دفاع از این تزساده انگارانه شده اند
من فکر میکنم این ها بیشتر بخاطر این است که ما فکر میکنیم میتوانیم همه مسائل را تحلیل کنیم و برای همه سولات پاسخ داشته باشیم اما واقیت اینستکه مسائل اجتماعی گاه انقدر پیچیده اند که حتی پس از وقوع هم براحتی نمیتوان آنها را تحلیل نمود چه رسد اینکه ما بخواهیم یک امر جاری و یا آتی را تحلیل کنیم . بپذیریم که یافتن پاسخ منطقی بری بعضی مطالب سخت هستند
اگر حدیت یا نقل قولی از پیغمبر و امام ها باشد مطلقا درست است . مهم این است که فکر میکنند این پیش فرض ها را که همه دنیا باید قبول داشته باشند . لذا حرف و نوشته دیگران را نمیخوانند بلکه بر مبنای این پیشفرض ها شروع میکنند به نتیجه گیری های به خیال خود منطقی
نوشته فیروز هم نشان میدهد او پیش فرض هایی دارد که فکر میکند همه آنرا قبول دارند و لذانیازی به خواندن پاسخ های من ندیده بلکه شروع کرده به نتیجه گیری از فرض های خودش. در حالیکه من با همان پیش فرض ها مساله دارم و الا شوخی یا فحش به اسلام ، عرب و ترک را که من خودم هم گاهی انجام میدهم
حالا من این پیش فرض ها را در زیر میاورم
خوا هش میکنم فیروزدر باب هریک از پیش فرض ها بطور مشخص نظر خود را بگوید
۱- آیا انتساب ان پیش فرض به خود را درست میداند ؟ اگرنه که با هم هم نظر خواهیم بود و هیچ بحثی در ان مورد نداریم
۲- اگر بلی آنوقت در باب نتیجه گیری که من از ان پیش فرض کردم نظر بدهید
فیروز درانتقاد بر نوشته اول که در انتقاد از پخش شعا رهای عرب ستیزانه که
نژاد پرستانه هستند بود پاسخی بااین مضمون داد
1
2-
3-
" قبول دارم این شعار ها نژاد پرستانه انداما چون موجب تحکیم غرور یا اعتماد به نفس ملی در مردم میشود برای تهیج و ارتقا مبارزه علیه عرب پرستی نظام اسلامی مفید است
من تعریف مشخصی از غرور یا اعتماد بنفس ملی ندیده ام اما فرض میکنم منظور چیزی شبیه به مباهات به هویت مشترک فرهنگی قومی زبانی و نژادی بین افراد یک کشور باشد
با این تعریف فکر میکنم همین یک جمله فیروز (و شاید ناصر ) حاوی چان پیش فرض اثبات نشده و شاید نادرست است، چرا
۱- با این تعریف من نمیدانم بر چه مبنایی فیروز فکر میکند که غرور ملی یا اعتماد به نفس ایرانی ها پایین است یا اخیرا پایین آمده. بنا بر آنچه میبینیم بر عکس این ادعا درست تر بنظر میاید یعنی ما ایرانی ها انقدر غرور داریم که با افتخار میگویم " هنر نزد ایرانیان است و بس " یا چه فخر ها که به دنیا نمیفروشیم در این باب که کورش فلان بود و خشیار شاه با ۳۰۰ کشتی جنگی به یونان حمله کرد (جنگ طلبی خودمان را پسرفت میدانیم و مال یونانی ها را وحشی گری ). و ایضا در حالیکه عرب ها چندین مقام علی در سازمان ملل از جمله دبیر کلی را داشته اند و ما تقریبا هیچ، ناصر به استناد به حرف آقای بهرام مشیری فکر میکند عرب ها یک آدم حسابی نداشته اند اما ایرانی ها عصاره آدم حسابی هستند. و لابد بر همین مبنا فکر میکنیم امثال خامنه ای ، احمدی نژاد و آدم کش های بسیجی را از میان عرب ها آورده اند ( البته با این تز مردم سوریه هم حق دارند بگویند عرب که عرب را نمیکشد پس بشار اسد از ایران برای کشتن مردم مزدور ایرانی استخدام کرده )
۲- من تا بحال حتی یک تجربه سراغ ندارم که نشان دهد ملت هایی که غرور ملی بالاتری دارند بهتر یا زود تر در برابر حاکمان زورگو و برای احقاق حقوق خود بر خواسته باشند اما عکس ان فراوان است یعنی چه بسیار رژیم هایی که به بهانه حفظ غرور ملی ازادیخواهن خود را سرکوب میکنند و به همین نام هم جنگ راه میاندازند تا جیب خود را پر تر کنند
۳- اساسا نیاز به دشمن خارجی جزه لاینفکقدرت انگیزشی مفهومی بنام غرور یا اعتماد به نفس ملی است.ما میتوانیم در خیال خود نظام را عرب خارجی بنامیم و خیال کنیم با این نامگذاری ما علیه دشمن خارجی بسیج میشوند . ولی اولا بعید میدانم مردم هیچوقت چنین ساده سازی بچه گانه ای را به پذیرند و دوما اگر به فرض محال هم بپذیرندفکر نمیکنم روش های جنگ با دشمن خارجی حتی یک در هزار به درد مبارزه با نظام حکم بر یک جامعه که آب و نان مردم در دست دارد بخورد
۴- این فرض که اسلام مال عرب هاست مبنایی ندارد . مطالات تطبیقی حاکی از اینستکه احکام اسلام عمدتا از یهودیت و از موبدان زرتشتی گرفته شده که عرب نیستند. قبلا هم گفتم مردم عرب و سنت های نسبتا خوب آنها خود اولین و بزرگترین قربانیان سنت های سلطه جویانه و جابرانه اسلام بوده و هستند . فقط کمی متاله کنید که حقوق زن ها در مکه و مدینه قبل از اسلام و بعد از اسلام (از جمله در کتاب سلمان رشدی).
۵- این نظر فیروز یک پیش فرض ناگفته نیز دارد و ان اینکه گویا خمینی بخاطر اسلامی بودن توانست رهبری جنبش مردم را در دست بگیرد و از ان زمان نیز این رژیم جون اسلامی است توانسته با سوار شدن بر اعتقادات اسلامی مردم بر آنها حکومت کند. پس برای مبارزه جدی با رژیم و بخاطر اینکه دو باره گیر یک رژیم اسلامی جدید نیافتیم باید مردم را نسبت به غلات بودن ریشه اتقادات اسلامی آنها آگاه کنیم . اینجا هم چند پیش فرض سده انگارانه وجود دارد.
۵ - ۱ کدام نمونه وجود دارد که نشان بدهد از طریق آگاه کردن مردم نسبت به عقاید دینی شان (یا خرافی ) مردم دست از عقاید دینی خود برداشته اند ولی عکس ان نمونه بسیار دارد. از جمله فکر نمیکنم دین ستیزی/ناسیونالزم پیروان اتا ترک در ترکیه و دینگریزی ظاهری رضا شاه در ایران بر اعتقادات اسلامی مردم چندان اثر کرده باشد. اثر پیشرفت دنیا بر ایران امر جداگانه یست که در دوران جمهوری اسلامی نیز بسیار شدید تر اتفاق افتاده. بعلاوه من فکر میکنم اسلام گرایان از خدا میخواهند کسی در یک گوشه یک افشاگری یا آگاهی دادن در مورد اسلام بکند تا آنها آنرا علم کنند برای مظلوم نمایی و یار گیری
۵- ۲- در باب خمینی قبلا گفتم که خمینی توانست سوار شود چون رژیم سابق راهی جز ان باقی نگذاشته بود. رژیم جانشین چند ماه پس از در دست گیری قدرت و چشیدن مزه ان است که تازه نام جمهوری اسلامی به ذهن خمینی چی ها میرسد . تز تقویت ناسیونالیسم بعنوان حربه مبارزه با ج ا فقط میتواند ما را به این نتیجه برسند که مردم ایران راهی ندارند جز آنکه به نوبت هر ۲۰-۳۰ سال یکبار زیر چکمه شاه یا شیخ باشند. چرا؟ توجه کنید که کوبیدن بر میراث نژاد آریا عمدتا ستایشخود کامگی شاه بعنوان سمبل ایران پرستی است. شاه ظاهرا دین گریز و آریا دوست فقط دست آخوند ها را باز میگذارد بری روز طغیان مردم ، و بالعکس حکومت شیخ ها هم چنان مردم را به زنجیر میکشد که به ناچار بگویند با با قربان شاه بروم.
۵- ۳- اما از همه سده انگارانه تر این پیش فرض است که گویا مردم بخاطر اسلامی بودن رژیم حاضر نیستند با ان مبارزه کنند که این دیگر فقط گول تبلیغات رژیمرا خوردن است. در صد کسانی که بخاطر اسلامی بودن لشگر این رژیم باشند بنظرم بسیار کوچک است. . به نحو احسن در صد کسانی که بخاطر ملاحضات اسلامی از تظاهرات بر علیه رژیم خودداری میکنند احتمالا بسیار کمتر است. شما در اطرا فتا ن به چند تا آدم مسلمان بر خورده ید که به خاطر مسلمانی از رژیم بترسد؟ من که سراغ ندارم. البته که خیلی ها از ترس نان ممکن است چنین تظاهر کنند که برای اغلب مردم قبل تشخیص است. مردم میترسند به خیابان بیایند چون میترسند رژیم با سبعیت آنها را بکشد یا زندگی آنها را بهم بپاشند. حالا این فاکت از کجا بدست آمده که مردم بخاطر اعتقادات اسلامی پیر رجمند یا از مبارزه با رژیم ابا دارند منبع آنرا باید کسانی که چنین توهماتی دارند نشان بدهند. راستش ما فکر میکردیم ایجاد یک دشمن خارجی (عرب ) در خیال و بعد تهیج مردم به مبارزه با این دشمن خیالی فقط از پیروان ولایت مطلقه فقیه بر میاید حالا میبینم که دوستان آگاه ما هم داوطلب دفاع از این تزساده انگارانه شده اند
من فکر میکنم این ها بیشتر بخاطر این است که ما فکر میکنیم میتوانیم همه مسائل را تحلیل کنیم و برای همه سولات پاسخ داشته باشیم اما واقیت اینستکه مسائل اجتماعی گاه انقدر پیچیده اند که حتی پس از وقوع هم براحتی نمیتوان آنها را تحلیل نمود چه رسد اینکه ما بخواهیم یک امر جاری و یا آتی را تحلیل کنیم . بپذیریم که یافتن پاسخ منطقی بری بعضی مطالب سخت هستند
Wednesday, April 6, 2011
Ba Firooz April 2nd -2001
دوست عزیز
بر پدر هر چی آخوند است لعنت ومن به شخصه فکر میکنم دین های ابراهیمی همه بر مبنای ادعاهای مضحکی بنا شده اند که اگر هر کسی در یک قالب غیر دینی این حرف ها را میزد او را شیاد یا دیوانه میخواندند علاوه بر این معتقدم اسلام یک نظام سیاسی استیلا گرانه بود که قواعدان بسیاری از سنت های نسبتا دمکرتیک رایج در مکه و مدینه را به عقب راند امپراتوری ایران و روم که جای خود دارد . مثلا قبل ازاسلام در مکه زنان ثروتمندی وجود داشتند که از اغلب مردان قدرتمند تر بودند زنان در روابط با مردان بسیار آزاد بودند و تنها بر اساس رضایت با مرد زندگی میکردند و از چند همسری در مکه قبل از اسلام کسی چیزی نشنید (در حالیکه تاریخ نویسان از حرم سرای شاهان ساسانی و باد خلفای اسلامی زیاد نوشته اند). در مدینه هم قبل از اسلام مردان پس از ازدواج به خانواده عروس میپیوستند ودر نتیجه مردان کم و بیش ملزم به رعایت حقوق زنان بودند.
جالب اینکه دراسلام هم تازمانی که خدیجه زنده بودایه ای برای ابطال این رسوم وحی نمیشود. تو گویی پس از مرگ خدیجه است که جبرئیل بیاد برانداختن بنیان رسومی که زن ها را یک انسان و برابر با مردان میشمرده می افتد. گویامردان قدرتمند مکه نیزاز اینگونه آیات بدشان نمی آمده( مکه اساسا حکومت نداشته تاارتش داشته باشد) و به همین دلیل است که زیر زیرکی یا علنی رو به سازش با حضرت محمد میگذارند ، و در واقع بزرگانی چون ابوسفیان عملا مکه را تسلیم لشگر احتمالا ۴۰-۵۰ نفره اسلام میکنند . خلاصه اینکه هر نوع آزادی برای زنان را از بین میبرند و آنرا آزاد کردن زنان ازرسوم دوران جاهلی اعراب نام میگذارند. بنظرمیرسداین سیاست که یک نام وارونه روهر یک از اعمال و سیاست ها میگذارند از صدر اسلام به جمهوری اسلامی رسیده باشد. تا دلتان بخواهد میتوان درزمینه رسوم عقب افتاده و همچنین سیاست های مخرب, جنایتکارانه ، وچپولگرانه ج ا سخن گفت.
اما و ۱۰۰ اما این که بخواهیم با خیال پردازی, بت سازی و من انم که رستم بود پهلوان اعتماد به نفس مردم بدهیم درست همین سیاست آخوند هاست که به ما القا میشود. با این تفاوت که آنها امام و نائب امام را بت میکنند و ما هم به تقلید میایم نیاکان خود را بت میکنیم. اگر میگوید لشگر کشی های عظیم ایرانیان نشانه خوب فرهنگ پیشرفته آنان است پس باید بپذیرد که لشگر عرب باید پیشرفته تر میبودند که ارتش اخم و پیشرفته ایران را تار و مار کردند.قبوکل کنیم که مثلا مغول ها هم خیلی از قدرت سازماندهی پیشرفته بر خوردار بودند که توانستند ارتش بزرگی به فاصله هزاران کیلومتر به ایران سرازیر و آنرا تسخیر کنند. باور کنید جنگ و تخریب انقدر ها هم مخ پیشرفته نمی طلبد ما باید از حمله خشیار شاه به یونان همانقدر شرمگین باشیم که آنها از حمله اسکندر به ایران. حمله های خسرو پرویز و انوشیروان به رم همانقدر وحشی گری بوده که حمله کراسوس یا چنگیز به ایران.
اما از این ها مهم تر همه این ها اینکه ما نباید سیاست جمهوریاسلامی را کپی برداری کنیم . سیاست جمهوری اسلامی از بدو تولد اینستکه یک دشمن خیالی در ذهن درست کند و مردم را با حمله به این دشمن خیالی سر گرم کند. اینکه به اعراب دشنام دهیم به این بهانه که اجداد آنها ۱۳۰۰ سال پیش به ایران حمله کردند فقط خود گول زدن است ان عرب مصری، سوری عراقی، اردنی هم همانقدر از دست حاکمان خود و اسلام زجر میکشند که ما چرا بجای اینکه خود را همسنگر آنها در راه مبارزه برای دمکراسی بپنداریم الکی آنها را دشمن خود فرض کنیم. حتی پرو-عرب بودن آخوند ها هم مثل چیز های دیگرشان دروغ است. همین آقای خمینی بیش از ۲۰ سال در عراق نان عرب ها را خورد ولی آخرش بدون مترجم نمیتوانست یک جمله به عربی حرف بزند . قربان شما عینی
تازه مساله با لا بردن اعتماد به نفس به درد جبهه در جنگ رو در را با ارتش منظم خارجی اطلاق دارد نه به مبارزه با یک حکومتی که تمام منابع کشور را در داخل کشور در دست دارد.
و نهایتا اینکه حتی اگر نیکان ما زمانی خیلی پیشرفته هم می بودند ما فقط میتوانیم به آنچه امروزداریم ببالیم. امروز چه میکنیم مهم است. بعنوان نمونه تظاهرات متمدنانه مردم ایران در اعتراض به تقلب در انتخابات طی چند روز در شناساندن مردم ایران به مردم غرب ۱۰ ها بر موثر تر از سالها پز دادن به کورش و داریوش بود.
اما یک ضرر مهم دیگر اینگونه نژاد پرستی ها رنجاندن اقوام غیر آریایی ایرانی (مثل ترک ها عرب ها, آرمانه و غیره) است جدا از اینکه صد ها ملیون عرب را به دشمنی با خود میخوانیم . یکی از دلایل اینکه خیزشسال گذشته در ایران در منطقه فراگیر نشد همین خود بر تر بینی ها و خود منزوی کردن های بی مانی ما ایرانی هاست.
و در باب متمدن بودن ما قبل از اسلام ..این سوال حتی در زمان رژیم سابق برای من مطرح بود که اگر ما در قبل از اسلام دارای تمدن آنچنان پیشرفته ای میبودیم پس چگونه است که این همه تاریخ مکتوب در مورد روم و یونان وجود دارد اما حتی تاریخ خودمان را از قول مورخان یونانی و رومی همچون هرودت و گزنفون بخوانیم و کمتر کتاب مکتوبی از تاریخ نویسان پارسی بجا مانده
قربان شما عینی
بر پدر هر چی آخوند است لعنت ومن به شخصه فکر میکنم دین های ابراهیمی همه بر مبنای ادعاهای مضحکی بنا شده اند که اگر هر کسی در یک قالب غیر دینی این حرف ها را میزد او را شیاد یا دیوانه میخواندند علاوه بر این معتقدم اسلام یک نظام سیاسی استیلا گرانه بود که قواعدان بسیاری از سنت های نسبتا دمکرتیک رایج در مکه و مدینه را به عقب راند امپراتوری ایران و روم که جای خود دارد . مثلا قبل ازاسلام در مکه زنان ثروتمندی وجود داشتند که از اغلب مردان قدرتمند تر بودند زنان در روابط با مردان بسیار آزاد بودند و تنها بر اساس رضایت با مرد زندگی میکردند و از چند همسری در مکه قبل از اسلام کسی چیزی نشنید (در حالیکه تاریخ نویسان از حرم سرای شاهان ساسانی و باد خلفای اسلامی زیاد نوشته اند). در مدینه هم قبل از اسلام مردان پس از ازدواج به خانواده عروس میپیوستند ودر نتیجه مردان کم و بیش ملزم به رعایت حقوق زنان بودند.
جالب اینکه دراسلام هم تازمانی که خدیجه زنده بودایه ای برای ابطال این رسوم وحی نمیشود. تو گویی پس از مرگ خدیجه است که جبرئیل بیاد برانداختن بنیان رسومی که زن ها را یک انسان و برابر با مردان میشمرده می افتد. گویامردان قدرتمند مکه نیزاز اینگونه آیات بدشان نمی آمده( مکه اساسا حکومت نداشته تاارتش داشته باشد) و به همین دلیل است که زیر زیرکی یا علنی رو به سازش با حضرت محمد میگذارند ، و در واقع بزرگانی چون ابوسفیان عملا مکه را تسلیم لشگر احتمالا ۴۰-۵۰ نفره اسلام میکنند . خلاصه اینکه هر نوع آزادی برای زنان را از بین میبرند و آنرا آزاد کردن زنان ازرسوم دوران جاهلی اعراب نام میگذارند. بنظرمیرسداین سیاست که یک نام وارونه روهر یک از اعمال و سیاست ها میگذارند از صدر اسلام به جمهوری اسلامی رسیده باشد. تا دلتان بخواهد میتوان درزمینه رسوم عقب افتاده و همچنین سیاست های مخرب, جنایتکارانه ، وچپولگرانه ج ا سخن گفت.
اما و ۱۰۰ اما این که بخواهیم با خیال پردازی, بت سازی و من انم که رستم بود پهلوان اعتماد به نفس مردم بدهیم درست همین سیاست آخوند هاست که به ما القا میشود. با این تفاوت که آنها امام و نائب امام را بت میکنند و ما هم به تقلید میایم نیاکان خود را بت میکنیم. اگر میگوید لشگر کشی های عظیم ایرانیان نشانه خوب فرهنگ پیشرفته آنان است پس باید بپذیرد که لشگر عرب باید پیشرفته تر میبودند که ارتش اخم و پیشرفته ایران را تار و مار کردند.قبوکل کنیم که مثلا مغول ها هم خیلی از قدرت سازماندهی پیشرفته بر خوردار بودند که توانستند ارتش بزرگی به فاصله هزاران کیلومتر به ایران سرازیر و آنرا تسخیر کنند. باور کنید جنگ و تخریب انقدر ها هم مخ پیشرفته نمی طلبد ما باید از حمله خشیار شاه به یونان همانقدر شرمگین باشیم که آنها از حمله اسکندر به ایران. حمله های خسرو پرویز و انوشیروان به رم همانقدر وحشی گری بوده که حمله کراسوس یا چنگیز به ایران.
اما از این ها مهم تر همه این ها اینکه ما نباید سیاست جمهوریاسلامی را کپی برداری کنیم . سیاست جمهوری اسلامی از بدو تولد اینستکه یک دشمن خیالی در ذهن درست کند و مردم را با حمله به این دشمن خیالی سر گرم کند. اینکه به اعراب دشنام دهیم به این بهانه که اجداد آنها ۱۳۰۰ سال پیش به ایران حمله کردند فقط خود گول زدن است ان عرب مصری، سوری عراقی، اردنی هم همانقدر از دست حاکمان خود و اسلام زجر میکشند که ما چرا بجای اینکه خود را همسنگر آنها در راه مبارزه برای دمکراسی بپنداریم الکی آنها را دشمن خود فرض کنیم. حتی پرو-عرب بودن آخوند ها هم مثل چیز های دیگرشان دروغ است. همین آقای خمینی بیش از ۲۰ سال در عراق نان عرب ها را خورد ولی آخرش بدون مترجم نمیتوانست یک جمله به عربی حرف بزند . قربان شما عینی
تازه مساله با لا بردن اعتماد به نفس به درد جبهه در جنگ رو در را با ارتش منظم خارجی اطلاق دارد نه به مبارزه با یک حکومتی که تمام منابع کشور را در داخل کشور در دست دارد.
و نهایتا اینکه حتی اگر نیکان ما زمانی خیلی پیشرفته هم می بودند ما فقط میتوانیم به آنچه امروزداریم ببالیم. امروز چه میکنیم مهم است. بعنوان نمونه تظاهرات متمدنانه مردم ایران در اعتراض به تقلب در انتخابات طی چند روز در شناساندن مردم ایران به مردم غرب ۱۰ ها بر موثر تر از سالها پز دادن به کورش و داریوش بود.
اما یک ضرر مهم دیگر اینگونه نژاد پرستی ها رنجاندن اقوام غیر آریایی ایرانی (مثل ترک ها عرب ها, آرمانه و غیره) است جدا از اینکه صد ها ملیون عرب را به دشمنی با خود میخوانیم . یکی از دلایل اینکه خیزشسال گذشته در ایران در منطقه فراگیر نشد همین خود بر تر بینی ها و خود منزوی کردن های بی مانی ما ایرانی هاست.
و در باب متمدن بودن ما قبل از اسلام ..این سوال حتی در زمان رژیم سابق برای من مطرح بود که اگر ما در قبل از اسلام دارای تمدن آنچنان پیشرفته ای میبودیم پس چگونه است که این همه تاریخ مکتوب در مورد روم و یونان وجود دارد اما حتی تاریخ خودمان را از قول مورخان یونانی و رومی همچون هرودت و گزنفون بخوانیم و کمتر کتاب مکتوبی از تاریخ نویسان پارسی بجا مانده
قربان شما عینی
نگاهی به شعار من یک آریایی هستم
نگاهی به شعار من یک آریایی هستم
متاسفانه اینگونه شعار های نژاد پرستانه در جهت کمک به جمهوری اسلامی و باقی دیکتاتور هاست فکر میکنم نباید اینگونه مطالب را که جوهره ضد دمکراتیک نژاد پرستانه دارد پخش کرد تلوزیون های لس آنجلسی این کار را میکنند
این شعار ها برای گفتن یک حرف درست (جمهوری اسلامی یا کل اسلام بد است ) ۷-۸ تا حرف بی سر و ته میزند بعنوان نمونه عرب بودن را معادل یک فحش بکار میبرد
...... تو یک عرب هستی که پارسی صحبت میکنی...
اولا چه چیز ما از عرب ها بهتر است؟ غیر از لاف زنی بیهوده
دوما که ۱۰۰ ها هزار آدم با فرهنگ های مختلف به زبان عربی صحبت میکنند
سوما چیزی بنام نژاد آریایی اگر هم زمانی وجود داشته ۱۰۰ ها سال است در اثر آمیزش با ترکان عرب ها ، و مردم شبه جزیره هند تغیر و ترمیم پیدا کرده از هر نظر. مثلا هیچ کس در دنیا به زبان پارسی باستان حرف نمیزند ادبیات ایرانی که تنها مایه افتخار جدی ایرانی هاست بدون اختلاط با زبان عربی هیچ نمیداشت . همانطور که نیاکان ما از قبل از اسلام چیزی بنام ادبیات ایرانی برایمان نگذاشته اند
زت زی
عینی
متاسفانه اینگونه شعار های نژاد پرستانه در جهت کمک به جمهوری اسلامی و باقی دیکتاتور هاست فکر میکنم نباید اینگونه مطالب را که جوهره ضد دمکراتیک نژاد پرستانه دارد پخش کرد تلوزیون های لس آنجلسی این کار را میکنند
این شعار ها برای گفتن یک حرف درست (جمهوری اسلامی یا کل اسلام بد است ) ۷-۸ تا حرف بی سر و ته میزند بعنوان نمونه عرب بودن را معادل یک فحش بکار میبرد
...... تو یک عرب هستی که پارسی صحبت میکنی...
اولا چه چیز ما از عرب ها بهتر است؟ غیر از لاف زنی بیهوده
دوما که ۱۰۰ ها هزار آدم با فرهنگ های مختلف به زبان عربی صحبت میکنند
سوما چیزی بنام نژاد آریایی اگر هم زمانی وجود داشته ۱۰۰ ها سال است در اثر آمیزش با ترکان عرب ها ، و مردم شبه جزیره هند تغیر و ترمیم پیدا کرده از هر نظر. مثلا هیچ کس در دنیا به زبان پارسی باستان حرف نمیزند ادبیات ایرانی که تنها مایه افتخار جدی ایرانی هاست بدون اختلاط با زبان عربی هیچ نمیداشت . همانطور که نیاکان ما از قبل از اسلام چیزی بنام ادبیات ایرانی برایمان نگذاشته اند
زت زی
عینی
توضیح ایمیل قبلی در مورد آقای بهرام مشیری
در ایمیل قبلی منظورم از "این روش شناخته شده ای بین سیاسی کاران است" اشاره به تکرار اینحرف بدیهی از سوی آقای بهرام مشیری بود که مکرر میگوید "من نمیگم چی درسته من فقط نقل میکنم شما خودتون تصمیم بگیرید که درست هست یا نیست "
من وقتی چنین حرف بدیهی را از یک سخنران بشنوم شک میکنم درست مثل کسی که دائما قسم میخورد که بخدا راست میگم ، بمرگ مادرم اگه دروغ بگم.
بهتر بگم این حرف نمونه حرف کسی است که میخواهد عکس مار را بجای کلمه مار به مخاطب بقبولاند. اینکه خودش این را درک میکند یا نه نمیشود گفت .
خب بدیهی است که هرشنونده ای در مغز خودش نسبت به درستی مطالبی که از سخنران و گوینده میشنود تصمیم میگیرد ، مگر غیر از این امکان دارد؟. بغیر از دیوانگان (و شاید پیغمبران ) هیچ سخنرانی را سراغ ندارم که غیر از این
گفته باشد، چون عملا نا ممکن است. یعنی سخنران هر قدر هم قدرتمند باشد نمیتواند برود توی مغز مخاطب و بفهمد که او نسبت به حرف سخنران چه عقیده ای دارد . خیمنی، خامنه ای و احمدی نژاد هم میگویند گوش کنید و
خودتان ببینید کی درست میگه حتی حضرت محمد هم همین حرف را میزد. لذا اگر کسی این حرف بدیهی را بعنوان یکی از خصوصیات خوب شخص خودش بخورد مردم میدهداگر به سلامت عقل و یا به صداقت وی شک کنیم چندان به خطا نرفته ا یم.
دست آخر اینکه البته قضاوت در موردشخصیت افراد بر مبنای گفته های تلویزیونی احتمال خطایش بالاست در باب ایشان نهایت اینکه بتوان گفت
۱- شاید ایشان مثل خیلی از روشنفکران انقدر عاشق حرف های خود شده که همینکه میتواند یکساعت مردم ایران را با استدلالات قوی (بخیال خودش) آگاه کند او را بلحاظ روانی ارضا میکند (مثل جلق زدن که آدم میتواند با تجسم سکسی ترین جنس ها کلی کیف کند )
۲- هرکس بلاخره حرفه ای دارد و از راهی باید زندگی خود را تامین کند. گوینده تلوزیونی هم بیشتر باید صاحب تلویزیون و مخا طب را لحاظ کند تا درستی مطلب را ، بعلاوه مگر چند درصد از گویندگان را میتوان پیدا کرد که حرف های درستی بزنند که باب میل من باشد یا حرف های درستی بزند که از نظر من مفید باشند . بلاخره شاید جنجال بر انگیز حرف زدن هم برای خودش کششی داشته باشد --
zz
من وقتی چنین حرف بدیهی را از یک سخنران بشنوم شک میکنم درست مثل کسی که دائما قسم میخورد که بخدا راست میگم ، بمرگ مادرم اگه دروغ بگم.
بهتر بگم این حرف نمونه حرف کسی است که میخواهد عکس مار را بجای کلمه مار به مخاطب بقبولاند. اینکه خودش این را درک میکند یا نه نمیشود گفت .
خب بدیهی است که هرشنونده ای در مغز خودش نسبت به درستی مطالبی که از سخنران و گوینده میشنود تصمیم میگیرد ، مگر غیر از این امکان دارد؟. بغیر از دیوانگان (و شاید پیغمبران ) هیچ سخنرانی را سراغ ندارم که غیر از این
گفته باشد، چون عملا نا ممکن است. یعنی سخنران هر قدر هم قدرتمند باشد نمیتواند برود توی مغز مخاطب و بفهمد که او نسبت به حرف سخنران چه عقیده ای دارد . خیمنی، خامنه ای و احمدی نژاد هم میگویند گوش کنید و
خودتان ببینید کی درست میگه حتی حضرت محمد هم همین حرف را میزد. لذا اگر کسی این حرف بدیهی را بعنوان یکی از خصوصیات خوب شخص خودش بخورد مردم میدهداگر به سلامت عقل و یا به صداقت وی شک کنیم چندان به خطا نرفته ا یم.
دست آخر اینکه البته قضاوت در موردشخصیت افراد بر مبنای گفته های تلویزیونی احتمال خطایش بالاست در باب ایشان نهایت اینکه بتوان گفت
۱- شاید ایشان مثل خیلی از روشنفکران انقدر عاشق حرف های خود شده که همینکه میتواند یکساعت مردم ایران را با استدلالات قوی (بخیال خودش) آگاه کند او را بلحاظ روانی ارضا میکند (مثل جلق زدن که آدم میتواند با تجسم سکسی ترین جنس ها کلی کیف کند )
۲- هرکس بلاخره حرفه ای دارد و از راهی باید زندگی خود را تامین کند. گوینده تلوزیونی هم بیشتر باید صاحب تلویزیون و مخا طب را لحاظ کند تا درستی مطلب را ، بعلاوه مگر چند درصد از گویندگان را میتوان پیدا کرد که حرف های درستی بزنند که باب میل من باشد یا حرف های درستی بزند که از نظر من مفید باشند . بلاخره شاید جنجال بر انگیز حرف زدن هم برای خودش کششی داشته باشد --
zz
بی اثر بودن گفتمان عرب=اسلام علیه ایران
در باب بی اثر بودن گفتمان عرب=اسلام علیه ایران April 5-2011
در مورد این دعوای الکی عرب=اسلام علیه ایرانی نقدا اینکه من هم مدتی به این آقای مشیری گوش میدادم اتفاقا اساس حرفش همان حرف محمد پیغمبر استکه میگفت "به حرف ها گوش کنید و از میان آنها آنچه را که خود درست تشخیص میدهید برگزینید ". روش کار این بود و هاست که در عمل ان حرف بی معنی را که هدف اصلی اش بود قاطی ۵-۶ تا حرف درست و بدیهی کرده و به مردم تقدیم میکرد ومیگفت حالا خودتون انتخاب کنید چون میدونست اغلب مردم حواسشون به اون ۵-۶ تا حرف بدیهی و درست رفته و توجهی به اون یکی که لایی در رفته ندارند.اساسا این روشی بسیار شناخته شده در گفتمان های سیاست پیشگان است و گویا منشا این روش از افلاطون است، وی که بنیان گزار نظریه ارجحیت نخبگان برای حکومت است (خمینی پیرو مکتب افلاطون بود و بنیان نظریه ولایت فقیه بر مبنای فلسفه افلاطونی است )
بطور کلی من معتقدم هرنظریه ای که گروهی از آدم ها رو بر تر از دیگران بدونه نمیتونه به یک نتیجه دمکراتیک منجر به شه فرق نمیکنه که اون نظریه را به یک نام اسلامی دینی به مردم قالب کنن یا بنام های قومی (بنی اسرائیل و بنی آریا ), یا کمونیسم و فاشیسم . اسامی ظاهر کار هستند, محتوی این است که بعد از بقدرت رسیدن بنام و به بهانه حفظ همان اسم قدرتمندان ابتدا حقوق اقلیت ها و مخالفان علنی و بعدش پله پله حقوق سایر مردم را محدود خواهند کرد. نمونه ها ی ان فراوان اند، ترکیه از زمان آتاتورک از بهترین مثال هایی است که نشان میدهد مذهب ستیزی واکنشی در عین ملیت گرایی نه موجب تضیف مذهب میشود و نه پیشرفت را تسریع میکند تنها بنام پان تورکیسم یک عده گردن کلفت دهه هاست که خودشان را از امتیا زات ویژه برخوردار کردند. همینطوربگیر بیا از آلمان نازی ، اسپانیا و ایتالیای فاشیست ها، شوروی کمونیست , اندونزی یا پاکستان اسلامی تا ایران زمان رضا شاه و پسر مرحومش و بلاخره تاج سر همه دروغ گو یان آدمکشان و چپاول گرهای دنیا جمهوری دسپخت خمینی که در ان شرایط نفع در ان بوده که اسم اش اسلامی باشد اما میتوانست اسمش ایرانی باشد و مشتی کلاش دیگر بجای حفظ کیان اسلام به اسم حفظ میراث کورش بزرگ سر مردم را زیر آب کنند
این فرض که گویا مردم دنبال خمینی افتادند و الان هم طرفدار رژیم هستند چون گول ظاهر اسلامیشان را میخورندغیر واقعی است . اما ساده انگارانه تر آنستکه ازاین فرض نتیجه بگیریم که پس اگر بخواهیم به دمکراسی برسیم باید مردم را نسبت به غلط بودن ریشه اعتقاداتآنها که اسلام باشد آگاه کنیم. این فرض و حکم ناشی از ظاهر بینی و میل شدید به ساده کردن مسائل است که ما ایرانی ها بسادگی به ان میگرویم در حالی که مسائل اجتماعی ماهیتا پیچیده اند. یادمان میرود که اساسا گرایش مذهبی از آنجا سر چشمه میگیرد که انسان ها دنبال پاسخ های ساده برای سوالات خود میگردند.
اما چرا بزرگ کردن نقش اعتقادات اسلامی مردم درایجاد وادامه ج. ا. ساده انگاری است؟. فقط کافی است به چند ماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ برگردیم یادمان هست مردم آزادی میخواستند اما رژیم سابق هیچ نیروی جدی که مردم بتوانند به ان متوسل شوند باقی نگذاشته بود جز آخوند ها و شبکه مساجد. که آنها هم پریدند و وست راه قدرت را دزدیدند ، حتی خودشان هم باور نمیکردند. خودمان را گول نزنیم مجاهدین ، فدائیان، ، و جبهه ملیرا فقط معدودی روشنفکران مبارز میشناختند نه عامه مردم.
اگر یادتان باشد حتی خمینی هم اول حرف های اسلامی نمیزد وحرف های قشنگ و دمکراتیک میزد مثل همه دیکتاتورهای آتی. حتی نام جمهوری اسلامی بعد از یکی دو ماه وارد ادبیات آنها شد. بتدریج هرچه که حس کردند نیروی مخالف جدی وجود ندارد میزان غلظت اسلامی را بالا تر بردند . به این معنی که بتدریج فهمیدند به بهانه نام اسلامی بهتر میتوانند ثروت و قدرت را بدزدند. چرا که رژیم قبلی به بهانه ایران گرایی حکومت میکرد.من شک ندارم که اگر رژیم قبلی چیز دیگری میبود خمینی و در و دسته اش براحتی عبا و عمامه کروات میزدند یا کلاه ارتشی سر میگذاشتند و فریاد ایران دوستی بر میاوردند واگر منافعشان ایجاب میکرد امامانرا مسخره میکردند تا دل مردم را بدست آورند. شاید این بازی مسخره مکتب ایرانی که باند هدایت کننده احمدی نژاد براه انداخته در همین ارتباط باشد. محتمل است که چون دیده اند که طی ۳۰ سال قومت شان دکان دین اسلام را پیش مردم کاملا بیرنگ شده میخواهند مردم را مدتی سر گرم دکان ا یرانگرایی کنند.
اگر کمی از ظاهر به عمق برویم میبینیم که درست است که اغلب مردم اعتقادات اسلامی دارند ولی برای اسلام حاضر نبوده و نیستندانقلاب کنند . حفظ و ادامه زندگی روزمره برای مردم مهم تر است. این پیش فرض که گویا مردم چون آگاه نیستند علیه نظام شورش نمیکنند یک پیش فرض اثبات نشده است که از آنجا آمده که ما روشنفکران به آگاهی خیلی اهمیت میدهم و دوست داریم همه چیز از روی آگاهی باشد. در ۱۳۵۷ توده مردم درنتیجه بالا رفتن آگاهی به خیابان نیامدند بلکه وقتی به خیابان ها آمدند که حس کردند برای اینکار نباید متحمل هزینه بسیار سنگین شوند. شاید آنها حس کردند که شکاف در بالا و عدم قدرت تصمیم گیری شاه این شرایط را فراهم کرده بود . در تونس و مصر هم چنین شد . از این نظر من شخصا فکر میکنم هر چیزی که بتواند یک ذره اختلاف در راس هرم قدرت در ج، ا . را زیاد تر کند به اندازه ۱۰ ذره به جنبش مردم کمک میکند. و آگاهی مردمان اگر چه عملی مهم است اما ان اندازهها هم که ما روشنفکران میل دارین در بسیج عامه مردم موثر نیست. بنظر میرسد در مراحل اولیه برای عا مه مردم عملی بودن و کم هزینه بودن شعار(اگر نگویم بیشتر) به اندازه درستی شعار مطرح باشد. شاید یکی از مهم تری ویژه گی های رهبری سیاسی همین است که دریابد در یک شرایط معین کدام شعا ر میتواند عا مه مردم را به خیابان کشنده و آنجا نگه دارد،
جدا از اثر منفی ناسیونالیسم و دیگر-ستیزی در مبارزه دمکراتیک تجربه نشان میدهد چه در ایران و خاورمیانه و چه در امریکا و غرب بر خلاف تصور ما همیشه دین ستیزی و اسلام ستیزی موجب تقویت اسلام گرایی میشود نه بر عکس. شاید رهبران اسلام گرا ها از خدا میخواهند یکنفر بنشیند و در سی ان ان ، با دلیل و مدرک اسلام را رد کند . تا آنها فردا علم و کتل راه بیاندازند و با مظلوم نمایی همین را بهانه کنند و ۱۰۰ ها ادم بیکار را یارگیری کنند. من سراغ ندارم که حتی یکنفر معتقد به دین به این خاطر که کسی یا کتابی با دلیل تابت کرده که اصول ان دین غلط هستند از دین خود برگشته باشد. نباید روشنفکران گول اد عای خلاف آخوندها را بخورند. کسی که در نتیجه عقل و دلیل به دینی نمی پیوندد که با اثبات غلط بودن از ان برگردد . معمولا آدم ها در کوران زندگیروزمره خود به تناقضاتی در اعتقادات خود بر میخورند و کم کم حس میکنند که اعتقادات و احکام دینی چندان اثری در زندگی واقعی ندارد و مثلا میبینند که ان عمو که نماز نمیخواند اوضاع زندگی اش خیلی بهتر از ان عموی مومن شده است, یا مشاهده میکنند ان آخوند محل که میگوید به ناموس مردم دست درازی نکن خودش همیشه چشم چرانی میکند ،،، و بتدریج شک زیاد میشود و تازه بعد از این مراحل است که طرف تمایل پیدا میکند که به استدلالت گوش کند یا آنها را مطاله کند. نه اینکه شخص اول به سخنان آقای مشیری گوش کند و در اثر استدلالات وی در اعتقاداتش شک کند و سخن درست را انتخاب کند. بله
قبول دارم حرف هایامسال مشیری به دل امثال من و تو مینشیند و دلمان خنک میشود چرا که از اول معتقد که نبوده یم . خوب در ذهن خودتان بگردید آیا میتوانید حتی یک نفر را پیدا کنید که مومن بوده و در نتیجه استدلال های شما یا هر کس یا کتاب دیگری ایمانش شل تر شده باشد .
در این زمینه گویا براحتی یادمان میرود که از ۱۰۰ ها سال قبل نویسندگان و دانشمندان با زبان هایی بسیار مستدل تر و عا مه پسند تر از زبان الکن من و تو غلط بودن اغلب اعتقادات دینی(هر ۳ دین ابراهیمی ) را ثابت کرده اند اماتعداد کلیسا برو ها و مسجد برو هاچندان کمترنشده است، آیا میتوان نتیجه گرفت که مردم آگاهی شان بالاتر نرفته است؟ من که در درستی چنین حکمی شک دارم. . دنباله دارد
زز
عینی
2011/4/5 nasser rahbar
eini jan salam
tel va esme in yaroo dar zir amadeh behesh telefon bezan va agar parsid bego Taghi Maani (dooste mane) moarefi kardeh:
Mobile telephone number of Mr. Mafi . He is insurance expert.
09121233126
dar zemn man ba firooz movafegham roshan kardane tarikhe bastan va inke tooye filmha va tv va ghaire iranian ra barberian moarefi mikonan bayad roshengary kard. migi as koja maaloom arabha behtar az ma nistand. hamin alan in mard salary ke be ma emal kardan daran. yek doone adam hesabi az oona biroon nayamade migi na be barnamehe moshiri goosh bede ta barat bege. zz
nasser
در مورد این دعوای الکی عرب=اسلام علیه ایرانی نقدا اینکه من هم مدتی به این آقای مشیری گوش میدادم اتفاقا اساس حرفش همان حرف محمد پیغمبر استکه میگفت "به حرف ها گوش کنید و از میان آنها آنچه را که خود درست تشخیص میدهید برگزینید ". روش کار این بود و هاست که در عمل ان حرف بی معنی را که هدف اصلی اش بود قاطی ۵-۶ تا حرف درست و بدیهی کرده و به مردم تقدیم میکرد ومیگفت حالا خودتون انتخاب کنید چون میدونست اغلب مردم حواسشون به اون ۵-۶ تا حرف بدیهی و درست رفته و توجهی به اون یکی که لایی در رفته ندارند.اساسا این روشی بسیار شناخته شده در گفتمان های سیاست پیشگان است و گویا منشا این روش از افلاطون است، وی که بنیان گزار نظریه ارجحیت نخبگان برای حکومت است (خمینی پیرو مکتب افلاطون بود و بنیان نظریه ولایت فقیه بر مبنای فلسفه افلاطونی است )
بطور کلی من معتقدم هرنظریه ای که گروهی از آدم ها رو بر تر از دیگران بدونه نمیتونه به یک نتیجه دمکراتیک منجر به شه فرق نمیکنه که اون نظریه را به یک نام اسلامی دینی به مردم قالب کنن یا بنام های قومی (بنی اسرائیل و بنی آریا ), یا کمونیسم و فاشیسم . اسامی ظاهر کار هستند, محتوی این است که بعد از بقدرت رسیدن بنام و به بهانه حفظ همان اسم قدرتمندان ابتدا حقوق اقلیت ها و مخالفان علنی و بعدش پله پله حقوق سایر مردم را محدود خواهند کرد. نمونه ها ی ان فراوان اند، ترکیه از زمان آتاتورک از بهترین مثال هایی است که نشان میدهد مذهب ستیزی واکنشی در عین ملیت گرایی نه موجب تضیف مذهب میشود و نه پیشرفت را تسریع میکند تنها بنام پان تورکیسم یک عده گردن کلفت دهه هاست که خودشان را از امتیا زات ویژه برخوردار کردند. همینطوربگیر بیا از آلمان نازی ، اسپانیا و ایتالیای فاشیست ها، شوروی کمونیست , اندونزی یا پاکستان اسلامی تا ایران زمان رضا شاه و پسر مرحومش و بلاخره تاج سر همه دروغ گو یان آدمکشان و چپاول گرهای دنیا جمهوری دسپخت خمینی که در ان شرایط نفع در ان بوده که اسم اش اسلامی باشد اما میتوانست اسمش ایرانی باشد و مشتی کلاش دیگر بجای حفظ کیان اسلام به اسم حفظ میراث کورش بزرگ سر مردم را زیر آب کنند
این فرض که گویا مردم دنبال خمینی افتادند و الان هم طرفدار رژیم هستند چون گول ظاهر اسلامیشان را میخورندغیر واقعی است . اما ساده انگارانه تر آنستکه ازاین فرض نتیجه بگیریم که پس اگر بخواهیم به دمکراسی برسیم باید مردم را نسبت به غلط بودن ریشه اعتقاداتآنها که اسلام باشد آگاه کنیم. این فرض و حکم ناشی از ظاهر بینی و میل شدید به ساده کردن مسائل است که ما ایرانی ها بسادگی به ان میگرویم در حالی که مسائل اجتماعی ماهیتا پیچیده اند. یادمان میرود که اساسا گرایش مذهبی از آنجا سر چشمه میگیرد که انسان ها دنبال پاسخ های ساده برای سوالات خود میگردند.
اما چرا بزرگ کردن نقش اعتقادات اسلامی مردم درایجاد وادامه ج. ا. ساده انگاری است؟. فقط کافی است به چند ماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ برگردیم یادمان هست مردم آزادی میخواستند اما رژیم سابق هیچ نیروی جدی که مردم بتوانند به ان متوسل شوند باقی نگذاشته بود جز آخوند ها و شبکه مساجد. که آنها هم پریدند و وست راه قدرت را دزدیدند ، حتی خودشان هم باور نمیکردند. خودمان را گول نزنیم مجاهدین ، فدائیان، ، و جبهه ملیرا فقط معدودی روشنفکران مبارز میشناختند نه عامه مردم.
اگر یادتان باشد حتی خمینی هم اول حرف های اسلامی نمیزد وحرف های قشنگ و دمکراتیک میزد مثل همه دیکتاتورهای آتی. حتی نام جمهوری اسلامی بعد از یکی دو ماه وارد ادبیات آنها شد. بتدریج هرچه که حس کردند نیروی مخالف جدی وجود ندارد میزان غلظت اسلامی را بالا تر بردند . به این معنی که بتدریج فهمیدند به بهانه نام اسلامی بهتر میتوانند ثروت و قدرت را بدزدند. چرا که رژیم قبلی به بهانه ایران گرایی حکومت میکرد.من شک ندارم که اگر رژیم قبلی چیز دیگری میبود خمینی و در و دسته اش براحتی عبا و عمامه کروات میزدند یا کلاه ارتشی سر میگذاشتند و فریاد ایران دوستی بر میاوردند واگر منافعشان ایجاب میکرد امامانرا مسخره میکردند تا دل مردم را بدست آورند. شاید این بازی مسخره مکتب ایرانی که باند هدایت کننده احمدی نژاد براه انداخته در همین ارتباط باشد. محتمل است که چون دیده اند که طی ۳۰ سال قومت شان دکان دین اسلام را پیش مردم کاملا بیرنگ شده میخواهند مردم را مدتی سر گرم دکان ا یرانگرایی کنند.
اگر کمی از ظاهر به عمق برویم میبینیم که درست است که اغلب مردم اعتقادات اسلامی دارند ولی برای اسلام حاضر نبوده و نیستندانقلاب کنند . حفظ و ادامه زندگی روزمره برای مردم مهم تر است. این پیش فرض که گویا مردم چون آگاه نیستند علیه نظام شورش نمیکنند یک پیش فرض اثبات نشده است که از آنجا آمده که ما روشنفکران به آگاهی خیلی اهمیت میدهم و دوست داریم همه چیز از روی آگاهی باشد. در ۱۳۵۷ توده مردم درنتیجه بالا رفتن آگاهی به خیابان نیامدند بلکه وقتی به خیابان ها آمدند که حس کردند برای اینکار نباید متحمل هزینه بسیار سنگین شوند. شاید آنها حس کردند که شکاف در بالا و عدم قدرت تصمیم گیری شاه این شرایط را فراهم کرده بود . در تونس و مصر هم چنین شد . از این نظر من شخصا فکر میکنم هر چیزی که بتواند یک ذره اختلاف در راس هرم قدرت در ج، ا . را زیاد تر کند به اندازه ۱۰ ذره به جنبش مردم کمک میکند. و آگاهی مردمان اگر چه عملی مهم است اما ان اندازهها هم که ما روشنفکران میل دارین در بسیج عامه مردم موثر نیست. بنظر میرسد در مراحل اولیه برای عا مه مردم عملی بودن و کم هزینه بودن شعار(اگر نگویم بیشتر) به اندازه درستی شعار مطرح باشد. شاید یکی از مهم تری ویژه گی های رهبری سیاسی همین است که دریابد در یک شرایط معین کدام شعا ر میتواند عا مه مردم را به خیابان کشنده و آنجا نگه دارد،
جدا از اثر منفی ناسیونالیسم و دیگر-ستیزی در مبارزه دمکراتیک تجربه نشان میدهد چه در ایران و خاورمیانه و چه در امریکا و غرب بر خلاف تصور ما همیشه دین ستیزی و اسلام ستیزی موجب تقویت اسلام گرایی میشود نه بر عکس. شاید رهبران اسلام گرا ها از خدا میخواهند یکنفر بنشیند و در سی ان ان ، با دلیل و مدرک اسلام را رد کند . تا آنها فردا علم و کتل راه بیاندازند و با مظلوم نمایی همین را بهانه کنند و ۱۰۰ ها ادم بیکار را یارگیری کنند. من سراغ ندارم که حتی یکنفر معتقد به دین به این خاطر که کسی یا کتابی با دلیل تابت کرده که اصول ان دین غلط هستند از دین خود برگشته باشد. نباید روشنفکران گول اد عای خلاف آخوندها را بخورند. کسی که در نتیجه عقل و دلیل به دینی نمی پیوندد که با اثبات غلط بودن از ان برگردد . معمولا آدم ها در کوران زندگیروزمره خود به تناقضاتی در اعتقادات خود بر میخورند و کم کم حس میکنند که اعتقادات و احکام دینی چندان اثری در زندگی واقعی ندارد و مثلا میبینند که ان عمو که نماز نمیخواند اوضاع زندگی اش خیلی بهتر از ان عموی مومن شده است, یا مشاهده میکنند ان آخوند محل که میگوید به ناموس مردم دست درازی نکن خودش همیشه چشم چرانی میکند ،،، و بتدریج شک زیاد میشود و تازه بعد از این مراحل است که طرف تمایل پیدا میکند که به استدلالت گوش کند یا آنها را مطاله کند. نه اینکه شخص اول به سخنان آقای مشیری گوش کند و در اثر استدلالات وی در اعتقاداتش شک کند و سخن درست را انتخاب کند. بله
قبول دارم حرف هایامسال مشیری به دل امثال من و تو مینشیند و دلمان خنک میشود چرا که از اول معتقد که نبوده یم . خوب در ذهن خودتان بگردید آیا میتوانید حتی یک نفر را پیدا کنید که مومن بوده و در نتیجه استدلال های شما یا هر کس یا کتاب دیگری ایمانش شل تر شده باشد .
در این زمینه گویا براحتی یادمان میرود که از ۱۰۰ ها سال قبل نویسندگان و دانشمندان با زبان هایی بسیار مستدل تر و عا مه پسند تر از زبان الکن من و تو غلط بودن اغلب اعتقادات دینی(هر ۳ دین ابراهیمی ) را ثابت کرده اند اماتعداد کلیسا برو ها و مسجد برو هاچندان کمترنشده است، آیا میتوان نتیجه گرفت که مردم آگاهی شان بالاتر نرفته است؟ من که در درستی چنین حکمی شک دارم. . دنباله دارد
زز
عینی
2011/4/5 nasser rahbar
eini jan salam
tel va esme in yaroo dar zir amadeh behesh telefon bezan va agar parsid bego Taghi Maani (dooste mane) moarefi kardeh:
Mobile telephone number of Mr. Mafi . He is insurance expert.
09121233126
dar zemn man ba firooz movafegham roshan kardane tarikhe bastan va inke tooye filmha va tv va ghaire iranian ra barberian moarefi mikonan bayad roshengary kard. migi as koja maaloom arabha behtar az ma nistand. hamin alan in mard salary ke be ma emal kardan daran. yek doone adam hesabi az oona biroon nayamade migi na be barnamehe moshiri goosh bede ta barat bege. zz
nasser
Subscribe to:
Comments (Atom)